تبليغاتX
چنین احساس کردم من... -
 
 
یه مدتی هست که نبودم .نمی دونم چرا ولی هیچی نمی تونستم بنویسم اصلا حسشم نداشتم

دو هفته هست که اومدم خونه مامان اینا دیگه نمی تونم کلمه خونه مون رو به کار ببرم چون یه مهمان دو ماهه بیش تر نیستم.

احساس می کنم به هیچ جا تعلق ندارم .باورم نمیشه تو این دوهفته چقدر یک دفعه آروم شدم احساس می کنم بزرگ شدم.خنده داره نه!به راحتی می تونم واقعیت های تلخ رو بپذیرم...آرومم  خیلی  آروم و بی نهایت خوشبخت...

 

  نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:23  توسط مرمربانو  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM