دیگه حوصله ندارم...
دیگه حتی عاشق تو هم نیستم...
می دونم خوش قول نبودم ٬ببخشید...
در کنار تمامی اتفاقات عجیب غریبی که در بین نسل جوان ایرانی در حال رواج هست .یه پدیده جدیدالوقوعی به چشم می خوره اونم استفاده چشم گیر از حرف ج هست.در این جا به چند مورد اشاره می کنم:
ج جایگزین ش:
عاجقتم-------> عاشقتم
اوجتیپ------->خوشتیپ (لازم به ذکر است که در اینجا حرف خ تبدیل به الف شده است وبرای کسب اطلاع بیشتر به قاعده ابدال عربی رجوع کنید)
اوجگل-------->خوشگل (دراینجا هم همون قضیه ابدال به چشم می خوره)
ج جایگزین چ:
اوجیکتم دادا--------> کوچیکتم داداش (در این جا دادا یا همون داداش یا برادر یا برار!به معنی واقعی کلمه به کار برده نشده بلکه دارای معنی استعاری می با شد و در مواقعی که با طرف احساس صمیمیت بیش از حد می شود به کار برده می شود)
بجگکم----------> بچه ام!(این کلمه دارای ساختار ادبی بسیار پیچیده ای است و دارای معنی استعاری و برای ابراز عشق ومحبت بکار برده می شود مثلاً مجنون لیلی را بجگکم خطاب می کند)
ج جایگزین گ:
شکم جنده------->شکم گنده(اولا من شرمنده هستم به خاطر یکسان بودن نوشتار این کلمه با یک کلمه زشت ولی به این می گن جناس تام دوماً این مورد یک مورد بسیار نادر هست که من به شخصه در یک جا بیش تر باهاش برخورد نکردم پس توصیه نمی کنم)
نتیجه گیری:
در آخر به این مساله پی می بریم که ج یک حرف بسیار بسیار مفید ومحبوب می باشد!محبوب در اینجا دارای آرایه ایهام است:۱ـ همون پاپیولار انگلیزی ۲ـ برای تحبیب به کار برده می شود
پس هر وقت خواستید به کسی ابراز محبت کنید مختارید از حرف ج به جای حروف دیگر استفاده کنید و حتی کلمه های جدید بسازید مثل: جیگی جیگی
منابع:
یاهو۳۶۰
اورکات
فیس بوک
که برای برافروختن ستاره گان هزار عشق فزون است
درناشنوایی گوش تو
خفه ام خواهد کرد!
احمدشاملو
۱ـ درس:
تغییر رشته دادم از مدیریت بازرگانی به جامعه شناسی .از مقطع لیسانس به فوق لیسانس.تا اردیبهشت وقت دارم پذیرش بگیرم پس باید اول امتحان GRE رو با حد نصاب لازم بگذرونم.نهایت تا ۱ماه دیگه وقت دارم وتازه یک هفته هست که دارم می خونم هر چی هم بیشتر می خونم تازه می فهمم مثل خر تو گل موندن یعنی چی!لازمه بگم که در صورت رد شدن در این امتحان باید برم تا سال دیگه غاز بچرونم!(اگه کسی هست که ریشه وداستان این ضرب المثل روهم بدونه و به من بگه بسی خشنود می شم)
۲ـ دلتنگی یا غم غربت یا همون هوم سیک به زبان اجنبی های سرمایه دار:
۳ ماهه که ترک دیار وخانواده کردم ومن اینجا بس دلم تنگ است وهر سازی که می بینم بد آهنگ است
اینم یه نمونه از شعرهایی بود که تو این مدت خیلی اشک در آر بود.لازمه از اینجا به یکی ازدوستان گرامی که می دونم این جا سر می زنه یه سلامی عرض کنم واظهار دلتنگی زیاد از غم فراق ایشان بکنم بله لادی خانوم با خود خودتم!
۳ـ کار:
از ۱۸ سالگی کار می کردم به خاطر همین الان که خونه نشین شدم احساس خیلی بدی دارم احساس بطالت .بدترین زمان روز از ۹صبح تا ۲ بعد از ظهره که قبلا همیشه بین این ساعات بیرون بودم وحالا خونه نشینم.
۴ـ قسمت جذاب قضیه (عاطفی):
این یکی که دیگه خیلی قاراش میشه .در مورد این قسمت هم شعر هایی که مربوط به یار ودیارو فاصله وچشم به راهی واز این حرفهاست خیلی اشک در آره :
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه من ازیادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم ...
۵ـ قسمت خوشمزه قضیه (شکم چرانی):
از اونجایی که خیلی آدم خوش خوراکی بودم وهستم وبسیار بسیار از تناول غذا اونم از نوع ایرانی وپلویی لذت می برم و از اونجایی که آدم بی استعداد وتنبلی هستم در آشپزی(لازم به ذکره که تا قبل از مهاجرت آشپزی بلد نبودم) این قضیه هم شده قوز بالا قوز.
این یه قسمتی از عمده مشکلات من در حال حاضر بود چیزی که مطمئنم خیلی ها مثل من با اون در ارتباطند ولی به قول معروف این نیز بگذرد....
با همه کس
در همه جا
که آبشاریست از نور
که بر روی صخره های مرمرین می غلطد
از شانه های تو گفته بودم
که آشیان پرندگان دریائی است
وامواج خروشان درسحر گاه
آن را ازقطر ه های آب می پوشاند
از شانه های تو گفته بودم
برای خودم
که نا امیدی بی پایانی است
برای رسیدن به تو
ولی آنرا به هیچکس نخواهم گفت
و نه در هیچ جا
آنرا فقط در گوش تو خواهم گفت
که نا باورانه خواهی خندید
بیژن جلالی
ولی من زندگی رو دایره می کشم چون اولش به آخرش وصله چون وقتی پامونو می ذاریم توش شروع می کنیم دورخودمون چرخیدن هی بچرخ وهی بچرخ آخرشم چشم باز می کنی می بینی رسیدی ته خط ولی این ته خط تازه اولشه پشت سرتو که نگاه می کنی می بینی تازه اوله نقطه ای وایسادی که فهمیدی خیلی احمقی خیلی نادان بودی که نفهمیدی این زندگی ارزش سگ دوزدن رونداره
اینقدر همه چیز احمقانه وقی آوره که حتی نمی تونی اسم یه بازی رو روش بذاری حتی خند هم نداره
همه آگاهانه با هم بازی می کنن همه بازی می کنن تا ازخود وجودیشون فرار کنن با هم ارتباط برقرار می کنن تا ازتاریکی وانزوای خودشون فرار کنن غافل ازاینکه آخر خط انزوا وتاریکیه اصلا شاید بهتر باشه بگیم که زندگی یه خط بی انتهاس هرچه می دوی به چیزی نمی رسی ولی باز هم به امید آخر خط به راهت ادامه می دی
منم دارم فرار می کنم هممون به نوعی فرار می کنیم حالا یکی مثل من ازواقعیت تلخی که با تمام وجود ازش آگاهه فرار می کنه و با دست گلوی این واقعیت رو می گیره تا خفه اش کنه ولی افسوس با خفه کردن اون خودش به انتها میرسه ...
احساس می کنم به قول یکی ازدوستان درگیر به بازیه پیچیده شدم
از همون اولش پیچیده بود آخرشم پیچیده تر تموم شد.با این تفاوت که اولش حد اقل یه کمی اطمینان داشتم ولی حالا دستم خالیه خالیه.دیگه واضح ترین خاطرات هم دارن جاشونو می دن به یه مشت خاطرات گنگ که گاهی به واقعی بودنشون شک می کنم.حس خیلی خیلی بدیه مثه یه آدمی که یه راه طولانی رو تو کویر طی می کنه با اطمینان ازوجود برکه آخر راه و وقتی که می رسه با چشمای خودش بر که رو می بینه ولی وقتی لمسش می کنه به غیر از مشتی شن چیزی تو دستش باقی نمی مونه.
خیلی دردناکه سرزنش کردن خودت به خاطر عدم درک صحیح واقعیت وغرق شدن تو تصورات(البته شاید)چون حتی باور هم ندارم که درکم از واقعیت اشتباه بوده!تنها چیزی که به اون اطمینان کامل دارم شک هست.
غریبه ام به هیچ شباهت دارم
به صدای
گوش ماهی های پیر وبرهنه
به تاریکی بودن ونبودن
من قسمتی ازتاریکی خویشم...
"آریا مکنت"
اما نیم شبی من خواهم رفت٬ازدنیایی که مال من نیست٬از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته اند.
وتو آن گاه خواهی دانست٬خون سبز من!ـخواهی دانست که جای چیزی در وجودتو خالی ست.
وتو آن گاه خواهی دانست٬پرنده ی کوچک قفس خالی ومنتظر من!ـ خواهی دانست که تنها مانده ای با روح خودت وبی کسی ات را دردناک تر خواهی چشید زیر دندان غمت:
غمی که من می برم
غمی که من می کشم...
احمدشاملو
۲۳سالمه از نوع مونث؛۳ ماهه که ترک دیار وخانواده کردم و به دنیای مهاجرت پیوستم احساس می کنم وبلاگ نویسی می تونه یه پل ارتباطی جدید باشه با دوست های قدیمی وجدیدی که امیدوارم تو ا ین دنیای مجازی پیدا کنم.به ادبیات و موسیقی خیلی علاقه دارم وسعی می کنم یه سری ازآثار مورد علاقه ام رو اینجا معرفی کنم بنا بر این اگه کسی به شعر وشاعری علاقه داشته باشه اینجا محل خوبیه برای خلوت کردن.البته بدون درنظر گرفتن اختلاف سلیقه که صد البته خیلی خیلی خوشحال می شم با سلیقه های متفاوت آشنا بشم.بقیه موارد هم به مرور زمان می فهمید...از طرف همه به خودم خوشامد می گم![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|